تغیر مسیر یافته از - فتح اندلس و مغرب
زمان تقریبی مطالعه: 16 دقیقه
 

فتح مغرب و اندلس





فتح مغرب و اندلس، از جمله فتوحات اسلامی به دست مسلمانان در قرن اول هجری قمری بود.
در زمان حکومت امویان سرزمین شمال آفریقا از توجهات خلفای اموی بوده و فتح مغرب ادامه پیش‌روی مسلمانان در قاره آفریقا و فتح اندلس دروازه ورود آن‌ها به خاک اروپا بود. از آن‌جا که دو منطقه مغرب و اندلس مناسبات و ارتباطات مستحکم و قوی داشتند، حوادث آن دو به هم مربوط بوده و معمولاً در تاریخ با هم بررسی می‌شوند.
فتح مغرب از سال ۲۱ قمری آغاز شده و پس از حدود ۷۰ سال، در سال ۹۲ قمری به پایان رسید و فتح اندلس از سال ۹۲ آغاز شده و بعد از چهار سال فتح شد.


۱ - مقدمه



جبهه شمال آفریقا یکی از توجهات اصلی خلفای اموی در فتوحات اسلامی بوده است؛ زیرا از یک طرف این مناطق تحت نفوذ حکومت روم بود و رومیان تهدیدی جدی برای حکومت اسلامی محسوب می‌شدند و از طرف دیگر از این مناطق غنایم سرشاری نصیب مسلمانان می‌شد.
فتح مغرب ادامه پیش‌روی مسلمانان در قاره آفریقا و فتح اندلس دروازه ورود آن‌ها به خاک اروپا بود.
فتح مغرب زمینه نشر هرچه بیش‌تر اسلام را فراهم نمود و نیز زمینه‌ساز فتح اندلس گردید.
از آن‌جا که دو منطقه مغرب و اندلس مناسبات و ارتباطات مستحکم و قوی داشتند، حوادث آن دو به هم مربوط بوده و معمولاً در تاریخ با هم بررسی می‌شوند.

۲ - مغرب اسلامی



مغرب نام سرزمینی در شمال آفریقا در امتداد سواحل دریای مدیترانه غرب مصر بین طرابلس و سواحل اقیانوس اطلس است.

۲.۱ - مناطق جغرافیایی


مناطق جغرافیایی این منطقه به سه بخش تقسیم می‌شود که عبارت است از:
۱. مغرب ادنی که مسلمانان از ابتدای فتوحات خود، آن را ولایت آفریقیه نامیدند؛
۲. مغرب اوسط؛
۳. مغرب اقصی که شامل کشور مغرب (مراکش) امروزی است.

۲.۲ - نژاد


مردم مغرب از نژاد بربرها بودند که آن‌ها را به دو گروه اصلی بربرهای برانس و بتر تقسیم می‌کنند.

۲.۳ - مذهب


دین اکثر بومیان مغرب، بت‌پرستی بود.

۳ - فتح مغرب اسلامی



عمرو عاص پس از فتح مصر در سال ۲۱ عازم فتح برقه شد و پس از فتح آن‌جا نامه‌ای به خلیفه دوم نوشت و از او برای ادامه فتوحات در سرزمین آفریقیه اجازه خواست، اما عمر به این کار راضی نشد و در پاسخ نوشت: «بین من و خود آب را فاصله قرار مده و در جایی فرود آیید که هرگاه خواستم بتوانم مرکبم را سوار شوم و به سوی شما آیم».

۳.۱ - در زمان عثمان


در سال ۲۷ ق یا ۲۸ ق یا ۲۹ ق خلیفه سوم، به عثمان به عبدالله بن سعد بن ابی‌سرح نامه نوشت و او را مأمور فتح آفریقیه کرد، ولی جز منطقه محدودی که سبیطه نام داشت، فتوحات دیگری صورت نگرفت که تاریخ‌نگاران معتقدند: توقف فتوحات به خاطر آشوب‌های داخلی زمان عثمان بود.
[۳] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۳، ص۱۴۸-۱۴۳، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.


۳.۲ - در زمان معاویه


با روی کار آمدن دولت امویان بار دیگر مغرب مورد توجه قرار گرفت و معاویة بن ابی‌سفیان، در سال ۵۰ ق عقبة بن نافع را پرچمدار فتوحات در شمال آفریقا کرد. او با بررسی اوضاع، چون ادامه فتوحات را در این مناطق سخت می‌دید، شهر قیروان را بنا نهاد تا پایگاهی برای مسلمانان باشد.
اما معاویه وی را در سال ۵۵ ق برکنار کرد و مسلمة بن مخلد انصاری را به ولایت مصر و آفریقیه گماشت. او نیز ابومهاجر دینار را حکمران آفریقیه کرد. ابومهاجر در برخورد با بومیان محلی از در صلح و آشتی درآمد و از آنان برای بیرون راندن رومیان استفاده کرد. او در جنگ با قبیله‌ای از بربرها در مناطق مغرب میانه به رهبری کسیلة بن لمزم پیروز شد و او را اسیر نمود. با مسلمان‌شدن کسیله، قومش نیز به دین اسلام درآمد و در خدمت مسلمانان قرار گرفت.
[۶] مونس، حسین، تاریخ المغرب و حضارته من قبیل الفتح الاسلامی الی الغزو الفرنسی، ج۱، ص۹۰، بیروت، العصر الحدیث، ۱۹۹۲، چاپ اول.


۳.۳ - در زمان یزید


با مرگ معاویه در سال ۶۰ ق فرزندش یزید بار دیگر عقبة بن نافع را فرمان‌روای آفریقیه کرد. او از سیاست جنگ‌آوری و خشونت در فتوحات استفاده می‌کرد، به همین دلیل افراد زیادی از همراهانش را با خود دشمن کرد که از جمله آن‌ها کسیله بود. وی که کینه عقبه را در دل داشت، از سپاه او جدا شد و به رومیان پیوست و در منطقه تهوده، عقبه و سپاه پنج هزار نفریش را محاصره و آن‌ها را از بین برد. این واقعه که به نبرد تهوده معروف شد، در سال ۶۲ ق اتفاق افتاد.
[۸] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۵، ص۲۳۲-۲۳۷، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.


۳.۴ - در زمان ابن مروان


از سال ۶۲ تا روی کار آمدن عبدالملک بن مروان از سوی مسلمانان تحرکی صورت نگرفت. او برای باز پس‌گیری قیروان، شخصی به نام زهیر بن قیس را مأمور کرد. زهیر در جنگ با کسیله پیروز شد و با بسیاری از اتباع خود به سمت مصر حرکت کرد. وقتی رومیان آگاه شدند که وی برقه را ترک کرده و در تعقیب کسیله است، به آن‌جا حمله کردند. زمانی که عقبه از این جریان باخبر شد، به برقه بازگشت و با رومیان رو‌به‌رو گشت و در جنگ سختی که با آن‌ها داشت، کشته شد و هیچ‌یک از یارانش نیز زنده نماندند. چون این واقعه مصادف با درگیری عبدالملک با زبیریان بود، جنگ در جبهه آفریقا راکد ماند.
[۱۰] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۵، ص۲۴۰-۲۳۸، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.


۳.۵ - در زمان ابن نعمان


با غلبه عبدالملک بن مروان بر زبیریان و پایان جنگ‌های داخلی، بار دیگر فتح مغرب برای نابودی رومیان و تصاحب سرزمین‌های آن با فرمان‌دهی حسان بن نعمان غسانی آغاز شد.
وی با روابط آشتی‌جویانه با بربرها توانست آن‌ها را از رومیان جدا کرده، برای مقابله با رومیان از آن‌ها یاری بگیرد. وی در برخوردی که با رومیان داشت، پیروزی‌هایی کسب کرد که به موجب این پیروزی‌ها مواضع نظامی مسلمانان در مغرب تقویت شد.
در این زمان بربرهای بتر به رهبری زنی به نام کاهنه دست به شورش زدند. حسان در برخورد با نیروهای کاهنه شکست سختی خورد و به برقه عقب‌نشینی کرد. بربرها به مدت ۵ سال به ویران‌کردن شهرها و قلاع و غارت اموال پرداختند تا مسلمانان را از باز‌پس‌گیری این مناطق منصرف کنند، اما این سیاست کاهنه به علاوه ظلم و ستم‌های او باعث نارضایتی بربرها و رومیان از وی شد. حسان که به دنبال فرصت مناسبی برای جبران شکست خود بود، با استفاده از سست‌شدن جایگاه کاهنه در میان یارانش، به جنگ با وی رفت و او را شکست داد. پس از این پیروزی، حسان به قیروان بازگشت و تا مرگ عبدالملک با قدرت در آن منطقه حکم‌رانی نمود.

۳.۶ - در زمان ابن عبدالملک


ولید بن عبدالملک پس از مرگ پدر، عبدالله بن مروان را والی آفریقا کرد و به جای حسان، موسی بن نصیر را در سال ۸۹ ق حاکم کرد.
[۱۲] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۶، ص۲۸۱، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
[۱۳] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۷، ص۱۴۴-۱۴۵، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.


۳.۷ - یک نکته


در منابع تاریخی ترتیب زمانی دقیقی برای حوادث سال‌های حکومت حسان و تحویل آن به موسی بن نصیر وجود ندارد. از روایت ابن اثیر می‌توان نتیجه گرفت که از برکناری حسان تا روی کار آمدن موسی، ۳ تا ۵ سال فاصله بوده است.
این مورخ شهیر می‌نویسد: «در سال ۸۹ ولید، موسی بن نصیر را به امارت آفریقا منصوب کرد و نصیر زمانی که به آفریقا رسید، در آن‌جا با کسی که جانشین حسان شده بود، صلح نمود».
[۱۴] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۷، ص۱۴۴، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.

و نیز می‌نویسد: «پس از حرکت حسان قبایل بربر در این منطقه طمع کردند».
[۱۵] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۷، ص۱۴۴، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.


۳.۸ - در زمان ابن نصیر


با روی کار آمدن موسی بن نصیر، وی به تقویت نیروی نظامی قیروان توجه کرد و حملات خود را برای فتح نقاط باقی‌مانده مغرب ادامه داد و بالاخره فتح مغرب که از سال ۲۱ آغاز شده بود، در سال ۹۲ پس از حدود ۷۰ سال به پایان رسید. این منطقه تحت حاکمیت امویان بود تا این‌که در سایه هرج و مرج‌های جهان اسلام هنگام درگیری میان امویان و عباسیان این مناطق عرصه حضور دو گروه خوارج بنی‌مدرار صفریه و خوارج اباضی منسوب به عبدالله بن اباض قرار گرفت و در نهایت با درخواست کمک اهالی منطقه از خلیفه عباسی، منصور توانست استان آفریقیه را پس گرفته و مغرب تحت نفوذ عباسیان قرار گرفت.
[۱۶] طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، حجت‌الله جودکی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۷، چاپ چهارم، ص۵۲و۵۳.


۴ - فتح اندلس



پس از فتح مغرب توسط مسلمانان، به دلیل اوضاع سیاسی و جغرافیایی خاص اندلس، مسلمانان متوجه این منطقه شدند؛ چراکه به علت درگیری‌های داخلی ثبات سیاسی و حکومتی این منطقه از بین رفته بود و از نظر جغرافیایی تنگه جبل الطارق سواحل دو طرف را به هم نزدیک کرده و راه برای ورود مسلمانان باز بود. به همین منظور موسی بن نصیر برای حمله به اندلس از ولید بن عبدالملک خلیفه اموی کسب تکلیف کرد. ولید با این شرط که ابتدا حمله کوچکی صورت پذیرد و اوضاع و شرایط موجود بررسی شود، موافقت نمود و گروهی به فرمان‌دهی طریف بن زرعه بن ابی‌مدرک در سال ۹۱ ق به منطقه رأس الصغیر در جنوب اندلس وارد شدند و این پیروزی آن‌ها را برای فتح اندلس آماده کرد.

۴.۱ - اعزام لشکر به اندلس


در ماه رجب سال ۹۲ ق موسی بن نصیر، لشکری از عرب و بربر که شمارشان به ۷۰۰۰ هزار نفر می‌رسید، به سرداری طارق بن زیاد راهی اندلس کرد. طارق از تنگه عبور کرد و در کنار کوهی لنگر انداخت که بعدها جبل الطارق نام گرفت.
[۱۹] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۷، ص۱۴۵، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
او پیش‌روی خود را به عمق خاک اندلس آغاز کرد و شهرهایی مثل قرطاجه، جزیره خضراء، قرطبه، مالقه، بیره، اریوله و طلیطله را فتح کرد.
وی در ادامه پیشروی‌های خود از موسی بن نصیر کمک خواست. موسی نیز از سال ۹۳ ق با سپاهی مجهز حملات خود را آغاز کرد. او مسیری را برای نفوذ خود انتخاب کرد که طارق آن مسیر را نپیموده بود. بالاخره دو فرمانده در شهر طلبیره واقع در نزدیکی طلیطله به هم رسیدند. بالاخره پس از ۴ سال، منطقه اندلس به دست مسلمانان فتح شد.

۴.۲ - در زمان عبدالعزیز


در سال ۹۵ ق ولید بن عبدالملک دو فرمانده را به شام فرا خواند. موسی پیش از بازگشت به شام فرزند خود، عبدالعزیز را والی اندلس کرد. عبدالعزیز نقاطی از اندلس را که پدرش فتح نکرده بود، فتح نمود و شهر اشبیلیه را پایتخت خود قرار داد. عبدالعزیز دو سال فرمان‌روایی کرد، اما در نهایت بر اثر شورش برخی سپاهیان به رهبری وزیرش کشته شد.
[۲۱] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۹، ص۱۲۳، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
پس از شش ماه از کشته شدن عبدالعزیز، ایوب بن حبیب لخمی به حکومت رسید.
[۲۲] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۹، ص۱۲۳، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.


۴.۳ - حکومت والیان عرب بر اندلس


از تاریخ اواخر سال ۹۷ ق یا اوایل سال ۹۸ ق تا سال ۱۳۸ ق که دولت امویان اندلس به دست عبدالرحمان بن معاویه معروف به عبدالرحمان داخل تشکیل شد، حکومت والیان عرب بر اندلس نام دارد.
در این دوران چندین امیر عرب که تعدادی از آن‌ها به دستور مستقیم خلیفه و برخی دیگر توسط والیان یا سپاهیان انتخاب و سپس مورد تأیید دستگاه خلافت قرار می‌گرفتند، حکومت کردند. این دوران با جنگ و نزاع میان اعراب یمنی و قیسی و از سوی دیگر، صف‌آرایی بربران و شورش‌های آن‌ها ضد اعراب همراه بود.
بر اثر آشفتگی‌های موجود در این دوران، مسیحیان از فرصت استفاده کردند و بخشی از سرزمین‌هایی را که در اروپا و اندلس به دست مسلمان فتح شده بود، پس گرفتند.

۵ - دولت امویان اندلس



با سقوط حکومت امویان در سال ۱۳۲ ق، استانداران عباسی به تعقیب امویان پرداخته و آن‌ها را می‌کشتند. در این میان امیری اموی به نام عبدالرحمان بن معاویه بن هشام بن عبدالملک بن مروان از دست آن‌ها گریخت و به سمت مغرب حرکت کرد. اما در مغرب با مخالفت استاندار آفریقیه که عبدالرحمن بن حبیب فهری بود، روبه‌رو شد. او به سمت اندلس که اوضاعی ناآرام داشت، حرکت کرد. عبدالرحمن با بنی‌امیه که در اندلس زندگی می‌کردند، مکاتبه کرد و ورود خود را به آن‌ها اطلاع داد و آن‌ها را دعوت به متابعت از خود نمود. از طرفی یمنی‌های اندلس نیز به او پیوستند. زمانی که خبر به یوسف فهری حاکم اندلس و صمیل بن حاتم رهبر قیسیان منطقه رسید، تصمیم به مقابله با او را گرفتند، اما در نهایت عبدالرحمن پیروز شد.
[۲۳] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۹، ص۱۲۷ ـ ۱۳۰، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.

گرچه برخی مثل مقری و ابن عذاری سال ورود عبدالرحمن را سال ۱۳۸ ق می‌دانند، اما ابن اثیر به تبعیت از طبری، روایت سال ۱۳۹ ق را ترجیح می‌دهد و تشکیل حکومت امویان اندلس را سال ۱۳۹ ق می‌داند.
[۲۴] خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۹، ص۱۳۰، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
به این ترتیب امپراتوری از نو حکومت اموی را در اندلس احیا کرد و این نخستین منطقه‌ای بود که از حکومت عباسی جدا شد.
حکومت امویان در اندلس تا سال ۴۰۷ ق هم‌زمان با وفات سلیمان، المستعین بالله برپا بود. از سال ۴۰۷ ق بربرهای بنو‌حمود عهده‌دار امور شدند و تا سال ۴۱۴ ق حکومت کردند. از سال ۴۱۴ تا ۴۲۲ ق بار دیگر حکومت به دو تن از بازماندگان اموی، یعنی المستظهر بالله و المستکفی رسید که پس از کشته شدن این دو، بنوحمود با عزل هشام سوم، ملقب به المعتمد بالله خلافت امویان اندلس را پس از قریب ۳ قرن منقرض کردند. از این زمان به بعد عصر ملوک الطوائف در اندلس آغاز شد.
[۲۵] ابن عذاری مراکشی، احمد بن محمد، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۳، ص۱۱۳ ـ ۱۱۴، بیروت، مکتبه صادر، ۱۹۵۰.


۶ - پانویس


 
۱. یعقوبی، احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۵۶.    
۲. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۲۲۳-۲۲۴، محمد توکل، بی‌جا، نشر نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول.    
۳. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۳، ص۱۴۸-۱۴۳، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۴. یعقوبی، احمد ابن ابی‌یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۹.    
۵. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۲۲۶، محمد توکل، بی‌جا، نشر نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول.    
۶. مونس، حسین، تاریخ المغرب و حضارته من قبیل الفتح الاسلامی الی الغزو الفرنسی، ج۱، ص۹۰، بیروت، العصر الحدیث، ۱۹۹۲، چاپ اول.
۷. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۲۲۶، محمد توکل، بی‌جا، نشر نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول.    
۸. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۵، ص۲۳۲-۲۳۷، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۹. بلاذری، احمد بن یحیی، فتوح البلدان، ص۲۲۷، محمد توکل، بی‌جا، نشر نقره، ۱۳۳۷، چاپ اول.    
۱۰. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۵، ص۲۴۰-۲۳۸، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۱۱. ابن عذاری مراکشی، عبدالله محمد، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۱، ص۳۵، بیروت، مکتبه صادر، ۱۹۵۰.    
۱۲. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۶، ص۲۸۱، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۱۳. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۷، ص۱۴۴-۱۴۵، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۱۴. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۷، ص۱۴۴، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۱۵. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۷، ص۱۴۴، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۱۶. طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، حجت‌الله جودکی، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۷، چاپ چهارم، ص۵۲و۵۳.
۱۷. ابن عذاری مراکشی، احمد بن محمد، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۶، بیروت، مکتبه صادر، ۱۹۵۰.    
۱۸. ابن عذاری مراکشی، احمد بن محمد، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۶، بیروت، مکتبه صادر، ۱۹۵۰.    
۱۹. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۷، ص۱۴۵، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۲۰. ابن عذاری مراکشی، احمد بن محمد، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۲، ص۱۲-۱۶، بیروت، مکتبه صادر، ۱۹۵۰.    
۲۱. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۹، ص۱۲۳، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۲۲. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۹، ص۱۲۳، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۲۳. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۹، ص۱۲۷ ـ ۱۳۰، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۲۴. خلیلی، عباس، تاریخ کامل بزرگ اسلام و ایران، ج۹، ص۱۳۰، تهران، مؤسسه مطبوعاتی علمی، بی‌تا، بی‌جا.
۲۵. ابن عذاری مراکشی، احمد بن محمد، البیان المغرب فی اخبار الاندلس والمغرب، ج۳، ص۱۱۳ ـ ۱۱۴، بیروت، مکتبه صادر، ۱۹۵۰.


۷ - منبع



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «فتح مغرب و اندلس»، تاریخ بازیابی ۱۴۰۰/۰۳/۵.    






آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.